Posts Tagged ‘خرد’

اصل وحدت ملی

نوامبر 18, 2011


هیچکس، گروه و یا صنفی نمیتواند رابط یا واسطه بین انسان و خدا قرار بگیرد، و خوب و بد را برای ما تعیین کند. اگرچه هر فرد آزادی بیان دارد که نظر خویش را در معرض قضاوت دیگران قرار دهد ولی در نهایت هر انسانی -بعنوان جانشین خدا بر زمین- خود مسئول تشخیص خوب از بد و اظهار آن از طریق انتخابات آزاد میباشد.

امروز مشکل ما کمبود بیانیه و حرفهای زیبا نیست. در حد حرف همه طرفدار آزادی و ضد دیکتاتوری هستند حتی خامنه ایی و احمدی نژاد! ما تا به امروز از لحاظ فکری در برابر نظام دروغ آچمز شده ایم. توی چشمهایت خیره میشوند، به خدا قسم میخورند و دروغ میگویند. بیایید خدا را از دست دروغگویان بگیریم، نه با شعار دادن و حرکت نظامی بلکه از راه خرد.

«اصل وحدت» را با صدها نفر -دیندار و بی دین- در میان گذاشتم ولی حتی یک نفر با آن مخالفت نکرد. چرا که آزادی انتخاب خوب از بد حق انسان است. در کشور ما طبقه ایی این حق را تصرف، و آن را ابزار قدرت سیاسی خویش کرده است. اشتباه نکنید این زخم قدمتی تاریخی دارد. اعراب از جنگ نهاوند -که در آن سرنوشت ایرانیان رقم خورد- به نام جنگ سلاسل (زنجیرها) یاد میکنند. ایرانیان به ستوه آمده از ظلم و فساد روحانیت زمان خویش را، با زنجیر به هم بسته بودند تا از جلوی آنها که با شعار برادری و برابری می آمدند، فرار نکنند. گرچه حق انسان در تشخیص خوب از بد گزاره ایی ساده و آشکار می نماید ولی بدست آوردن آن چنان بزرگ است که مسیر تاریخ‌ را عوض میکند. در اروپا دست روحانیت تنها بعد از صدها سال جنگهای خونین از قدرت کوتاه شد. رنسانس تنها نتیجه شکست کلیسا نبود بلکه نتیجه پیروزی عقلانیت در صحنه سیاسی بود. امروز هم هدف نه جایگزینی نام حکومت با نامی تازه بلکه ساختن آینده ایی بر پایه خرد است.

اصل وحدت، ایرانیان را فارغ از گرایشات دینی و سیاسی در زیر چتر خرد گرد هم میاورد.اگر به «اصل وحدت» انتقادی دارید، خواهش میکنم آن را مطرح کنید. اتحاد ما نوری خواهد بود برای آینده ایی روشن.

با سپاس

 

ائتلاف بزرگ خردگرایان

آوریل 27, 2011

به نام یزدان پاک.

تاریخ نشان میدهد که دیکتاتوریهای بزرگ حباب هاییی بزرگ بیش نیستند. یک شبه میترکند و اگر خردگرایان آن خلا را پر نکنند، هرج و مرج پر میکند. مقایسه کنید سرانجام سقوط «سوسیالیسم جهانی» را در چکسلواکی و یوگسلاوی هر دو سابق. در یکی نویسنده ایی رهبری دوران گذار را بدست گرفت و در دیگری اوباشان.

امروز نشانه های بسیاری گویای نزدیکی سقوط رژیم جنایتکار ولایت فقیه میباشد. در نبود عقلانیت نظام آدمکشان «دینی» از مشروعیت افتاده و برای کسب آن به داستهای مسخره و شرم آور روی آورده است. با آویزان شدن به «امام زمان » مشتی مداح لات در جای خردمندان نهضت روشنفکری راه انداخته و نخبه گان را به بند کشیده اند. اگرچه ایرانی خرد گرا علیرغم تمامی مشکلات دانش را یاهو گویان در زمین مجازی میجوید و امامان جماعتی از جنس خرد برای خویش میسازد، ولی آیا او امروز به آن بزرگی رسیده که  راه خرد جمعی را برگزیند؟

با تعریف خردگرا بعنوان او که متکی به عقل و خرد است. ائتلاف خردگرایان را تشکیل و خواهان پایان دخالت خدای خیالی در سیاست، نو جدایی دین از دولت شویم.

ارادتمند شما. یک خردگرای دیگر

———————–

فردوسی:

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟
خرد را فکندیم این سان زکار
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم
بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوريم