ائتلاف بزرگ خردگرایان

به نام یزدان پاک.

تاریخ نشان میدهد که دیکتاتوریهای بزرگ حباب هاییی بزرگ بیش نیستند. یک شبه میترکند و اگر خردگرایان آن خلا را پر نکنند، هرج و مرج پر میکند. مقایسه کنید سرانجام سقوط «سوسیالیسم جهانی» را در چکسلواکی و یوگسلاوی هر دو سابق. در یکی نویسنده ایی رهبری دوران گذار را بدست گرفت و در دیگری اوباشان.

امروز نشانه های بسیاری گویای نزدیکی سقوط رژیم جنایتکار ولایت فقیه میباشد. در نبود عقلانیت نظام آدمکشان «دینی» از مشروعیت افتاده و برای کسب آن به داستهای مسخره و شرم آور روی آورده است. با آویزان شدن به «امام زمان » مشتی مداح لات در جای خردمندان نهضت روشنفکری راه انداخته و نخبه گان را به بند کشیده اند. اگرچه ایرانی خرد گرا علیرغم تمامی مشکلات دانش را یاهو گویان در زمین مجازی میجوید و امامان جماعتی از جنس خرد برای خویش میسازد، ولی آیا او امروز به آن بزرگی رسیده که  راه خرد جمعی را برگزیند؟

با تعریف خردگرا بعنوان او که متکی به عقل و خرد است. ائتلاف خردگرایان را تشکیل و خواهان پایان دخالت خدای خیالی در سیاست، نو جدایی دین از دولت شویم.

ارادتمند شما. یک خردگرای دیگر

———————–

فردوسی:

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟
خرد را فکندیم این سان زکار
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم
بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوريم

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: