آدمکشی به نام خدا

نادان

«حمزه مصطفوی، بسيجی کرمانی، مصيب دستفروش را به سنگسار محکوم کرد. ولی در صحرای کويری کرمان به زحمت سنگ گير می‌آمد. حمزه سوار ماشين شد و در حاشيه کوير راند تا اينکه دو سنگ بزرگ ديد. آنها را در صندوق عقب ماشين گذاشت و برگشت. همدستان بسيجی‌اش گودالی کنده و منتظر بودند. وقتی ديدند حمزه سنگ را می‌آورد به قربانی دستور دادند وارد گودال شود. حمزه سنگی را که آورده بود روی زمين گذاشت و به مصيب نگاه کرد که در گودال چمباتمه زده بود. بعد سنگ را بلند کرد و با تمام قدرت بر سر قربانی کوبيد»……….. ادامه داستان در سایت گویا

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: